die Abriegelung
مسدودسازی، قرنطینه، ممانعت
Bedeutungen
1
اقدام به بستن یا مسدود کردن یک منطقه، مرز یا دسترسی به منظور کنترل، جداسازی یا جلوگیری از ورود و خروج.
- Die Abriegelung des Gebiets diente dazu, die Ausbreitung der Krankheit zu verhindern.مسدودسازی منطقه برای جلوگیری از گسترش بیماری بود.
- Nach dem Vorfall wurde eine vollständige Abriegelung der Straße angeordnet.پس از حادثه، مسدودسازی کامل خیابان دستور داده شد.
- Die Abriegelung der Grenze erschwerte die Flucht der Menschen.مسدودسازی مرز، فرار مردم را دشوار کرد.
2
قرنطینه کردن یک منطقه یا جمعیت به دلیل شیوع یک بیماری واگیردار.
- Die Stadt wurde wegen der hohen Infektionszahlen unter eine strenge Abriegelung gestellt.این شهر به دلیل تعداد بالای مبتلایان تحت قرنطینه سختگیرانهای قرار گرفت.
- Die Abriegelung ermöglichte es den Gesundheitsbehörden, die Situation unter Kontrolle zu bringen.قرنطینه به مقامات بهداشتی اجازه داد تا وضعیت را تحت کنترل درآورند.
- Während der Abriegelung durften die Bewohner ihre Häuser nicht verlassen.در طول قرنطینه، ساکنان اجازه نداشتند خانههای خود را ترک کنند.