Abschied nehmen
خداحافظی کردن، وداع کردن
Bedeutungen
1
von + Dativ
خداحافظی کردن (پیش از دوری طولانی، سفری بزرگ یا وداع با یک مفهوم/روش قدیمی)
- Er nahm am Flughafen schweren Herzens von seiner Familie Abschied.او در فرودگاه با دلی سنگین از خانوادهاش خداحافظی کرد.
- Wir müssen von dem alten System endgültig Abschied nehmen.ما باید برای همیشه با سیستم قدیمی خداحافظی کنیم.