das Abstellgleis
خط انحرافی راهآهن، (به مجاز) گوشهنشینی و فراموشی
Bedeutungen
1
یک خط راهآهن فرعی که برای پارک کردن قطارها، واگنها یا لوکوموتیوها در زمانی که مورد استفاده نیستند، به کار میرود.
- Der alte Güterzug steht auf einem Abstellgleis.قطار باری قدیمی در یک خط انحرافی پارک شده است.
- Das Abstellgleis wurde für Reparaturen genutzt.از خط انحرافی برای تعمیرات استفاده شد.
- Viele alte Lokomotiven enden ihr Leben auf einem Abstellgleis.بسیاری از لوکوموتیوهای قدیمی عمر خود را در یک خط انحرافی به پایان میرسانند.
2
به صورت مجازی، وضعیتی که در آن فرد یا چیزی نادیده گرفته شده، کنار گذاشته شده یا فراموش شده است.
- Nach dem Erfolg des neuen Produkts wurde das alte Modell auf ein Abstellgleis geschoben.پس از موفقیت محصول جدید، مدل قدیمی به گوشه رانده شد.
- Seine Ideen wurden ignoriert und landeten auf dem Abstellgleis.ایدههای او نادیده گرفته شدند و به فراموشی سپرده شدند.
- Er fühlte sich wie auf einem Abstellgleis, als er nicht mehr befördert wurde.وقتی دیگر ترفیع نگرفت، احساس کرد به گوشه رانده شده است.