der Abstreiter
آپشترایتر (نام خانوادگی)
Beispiele
- Herr ''Abstreiter'' hat gestern seinen Fehler zugegeben.آقای آپشترایتر دیروز به اشتباه خود اعتراف کرد.
- Du solltest unbedingt ''Abstreiters'' Kartoffelsalat probieren!شما حتماً باید سالاد سیبزمینی آپشترایتر را امتحان کنید!
- Der ''Abstreiter'' fährt gern Ski, die ''Abstreiter'' fährt lieber Snowboard.آقای آپشترایتر دوست دارد اسکی کند، خانم آپشترایتر اسنوبرد را ترجیح میدهد.