die Abwägung

Aussprache: /ˈapvɛːɡʊŋ/
Worttrennung: Ab·wä·gung
اسم

سنجش، ارزیابی جوانب مثبت و منفی، بررسی دقیق

Bedeutungen

1

فرایند دقیق بررسی و مقایسه جوانب مختلف یک موقعیت، تصمیم یا مسئله برای رسیدن به یک قضاوت یا انتخاب منطقی.

  • Eine sorgfältige Abwägung aller Risiken ist vor der Investition notwendig.سنجش دقیق تمام ریسک‌ها قبل از سرمایه‌گذاری ضروری است.
  • Die Politiker trafen ihre Entscheidung nach reiflicher Abwägung der Argumente.سیاستمداران پس از ارزیابی کامل استدلال‌ها تصمیم خود را گرفتند.
  • Bei der Abwägung zwischen Freiheit und Sicherheit muss ein Gleichgewicht gefunden werden.در سنجش بین آزادی و امنیت باید تعادلی برقرار شود.