die Abzahlung
پرداخت اقساط، بازپرداخت قسطی
Bedeutungen
1
فرایند پرداخت بدهی یا هزینه به صورت قسطی در دورههای زمانی مشخص.
- Die Abzahlung des Kredits dauert noch fünf Jahre.پرداخت قسطی وام هنوز پنج سال دیگر طول میکشد.
- Wir haben uns auf eine monatliche Abzahlung des Ratenkredits geeinigt.ما بر پرداخت ماهانه وام قسطی توافق کردیم.
- Die Abzahlung des Autos erfolgt in zwölf Raten.پرداخت قسطی خودرو در دوازده قسط انجام میشود.