der Achtjähriger
پسر بچه هشتساله
Bedeutungen
1
پسری که هشت سال سن دارد. این واژه معمولاً در اشاره به سن و جنسیت کودک به کار میرود.
- Der achtjährige Junge gewann den ersten Preis im Malwettbewerb.پسر هشتساله جایزه اول مسابقه نقاشی را برد.
- Als achtjähriger war er schon sehr wissbegierig.او در هشت سالگی بسیار کنجکاو بود.
- Der achtjährige Tim spielt gerne Fußball im Garten.تیم هشتساله دوست دارد در باغ فوتبال بازی کند.