der Achtzigjähriger
مرد هشتاد ساله
Beispiele
- Wie gesagt, das erzählte ein ''Achtzigjähriger'' einem Mittdreißiger (Zanuck/Wilder), der mir nun seine Geschichte erzählte, als er selbst achtzig war und ich dreißig Jahre jünger.همانطور که گفته شد، این را یک مرد هشتاد ساله به مردی حدوداً سی و پنج ساله (زانوک/وایلدِر) تعریف کرد که اکنون داستانش را برای من تعریف میکرد، زمانی که خودش هشتاد ساله بود و من سی سال جوانتر بودم.