das Ackerwildkraut

Aussprache: /ˈakɐˌvɪltkʁaʊ̯t/
Worttrennung: Acke·r·wild·kraut
اسم

علف هرز مزروعی، گیاه خودروی مزرعه

Bedeutungen

1

گیاهی که به طور طبیعی در مزارع رشد می‌کند و با محصولات اصلی رقابت کرده و به آن‌ها آسیب می‌زند.

  • Landwirte bekämpfen Ackerwildkräuter mit verschiedenen Methoden.کشاورزان با روش‌های مختلف با علف‌های هرز مزروعی مبارزه می‌کنند.
  • Dieses Ackerwildkraut breitet sich schnell aus.این علف هرز مزرعه به سرعت پخش می‌شود.
  • Der Einsatz von Herbiziden soll Ackerwildkräuter reduzieren.استفاده از علف‌کش‌ها برای کاهش علف‌های هرز مزروعی در نظر گرفته شده است.