اسم
پیرو، شاگرد، مرید (یک علم یا هنر)
جملات نمونه برای Adept:
Der, in Gesellschaft von ''Adepten'' / Sich in die Schwarze Küche schloß
کسی که در صحبت مریدان، خود را در آشپزخانه سیاه حبس کرد
„Sie hatte von diesem ''Adepten'' der Schwarzen Magie gehört.“
«او درباره این مرید جادوی سیاه شنیده بود.»