der Aderlass
فصد خون، حجامت، کاهش شدید توان یا منابع
Bedeutungen
1
روشی در طب سنتی که شامل خارج کردن خون از بدن برای درمان بیماریها یا حفظ سلامتی بود.
- Früher glaubte man, dass ein Aderlass bei Fieber helfen würde.در گذشته اعتقاد داشتند که فصد خون به تب کمک میکند.
- Der Arzt entschied sich für einen vorsichtigen Aderlass.پزشک تصمیم به یک فصد خون محتاطانه گرفت.
- Der Aderlass war eine verbreitete medizinische Praxis im Mittelalter.فصد خون یک عمل پزشکی رایج در قرون وسطی بود.
2
به صورت مجازی، به معنای کاهش شدید منابع، توان، انرژی یا نیروی حیاتی یک سازمان، سیستم یا فرد.
- Die ständigen Verluste waren ein Aderlass für das Unternehmen.زیانهای مداوم، کاهش شدیدی در توان شرکت بود.
- Der Abgang vieler erfahrener Mitarbeiter war ein harter Aderlass für die Abteilung.خروج بسیاری از کارکنان باتجربه، ضربه سختی به این بخش وارد کرد.
- Die Wirtschaft erlitt durch die Krise einen gewaltigen Aderlass.اقتصاد به دلیل بحران، کاهش شدیدی را تجربه کرد.