der Affenzahn

Aussprache: /ˈafn̩ˌt͡saːn/
Worttrennung: Af·fen·zahn
اسم

دندان میمون، دندان‌های نامنظم

Bedeutungen

1

به طور تحت‌اللفظی، دندان‌های میمون. در زبان عامیانه، به دندان‌های نامنظم، کج یا جلوزده گفته می‌شود.

  • Das Kind hat einen richtigen Affenzahn.آن بچه دندان‌های نامنظمی دارد.
  • Der Zahnarzt korrigierte den Affenzahn des Patienten.دندانپزشک دندان‌های نامنظم بیمار را اصلاح کرد.
  • Manche Leute finden einen leichten Affenzahn charmant.برخی افراد کمی نامنظم بودن دندان‌ها را جذاب می‌دانند.