das Ahaerlebnis

Aussprache: /ˌaːhaːˈʔɛɐ̯leːpnɪs/
Worttrennung: Ahae·r·leb·nis
اسم

لحظه کشف/درک ناگهانی، آها-تجربه

Bedeutungen

1

همانند Aha-Erlebnis؛ لحظه‌ای که فرد ناگهان به درک یا راه‌حلی برای یک مسئله می‌رسد و با احساس شگفتی و رضایت همراه است؛ لحظه 'آها!'

  • Sie beschrieb ihr Ahaerlebnis, als sie die Formel endlich entschlüsselte.او لحظه درک ناگهانی خود را هنگام رمزگشایی نهایی فرمول توصیف کرد.
  • Ein solches Ahaerlebnis kann sehr motivierend sein.چنین لحظه درک ناگهانی می‌تواند بسیار انگیزه‌بخش باشد.
  • Der Lehrer hoffte, dass die Schüler ein Ahaerlebnis bei der Lektion haben würden.معلم امیدوار بود که دانش‌آموزان در درس یک لحظه درک ناگهانی را تجربه کنند.