die Akkreditierung
اعتباربخشی، تأیید صلاحیت، اعتبارنامه
Bedeutungen
1
روند رسمی تأیید صلاحیت یا رسمیت بخشیدن به یک فرد، سازمان یا نهاد برای انجام وظایف یا ارائه خدمات خاص، اغلب توسط یک مرجع ذیصلاح.
- Die Akkreditierung der Universität stellt sicher, dass ihre Abschlüsse anerkannt werden.اعتباربخشی دانشگاه تضمین میکند که مدارک تحصیلی آن به رسمیت شناخته شوند.
- Journalisten benötigen eine Akkreditierung, um an der Pressekonferenz teilzunehmen.روزنامهنگاران برای شرکت در کنفرانس مطبوعاتی به اعتبارنامه نیاز دارند.
- Der Prozess der Akkreditierung kann einige Zeit in Anspruch nehmen.فرآیند اعتباربخشی ممکن است مدتی طول بکشد.
2
سندی که تأیید کننده صلاحیت یا رسمیت است؛ اعتبارنامه.
- Er zeigte seine Akkreditierung als diplomatischer Vertreter vor.او اعتبارنامه خود را به عنوان نماینده دیپلماتیک نشان داد.
- Die Akkreditierung für das Festival wurde per E-Mail versandt.اعتبارنامه جشنواره از طریق ایمیل ارسال شد.
- Ohne gültige Akkreditierung ist der Zutritt nicht gestattet.بدون اعتبارنامه معتبر، ورود مجاز نیست.