اسم
عمل، اقدام، پرده (تئاتر/اپرا)، نقاشی یا تندیس برهنه
جملات نمونه برای Akt:
Ein Grenzüberfall ist meist ein kriegerischer ''Akt.''
یک تجاوز مرزی معمولاً یک اقدام جنگی است.
Die Oper wurde mit einem feierlichen ''Akt'' eröffnet.
اپرا با یک مراسم باشکوه افتتاح شد.
Das Darstellen des weiblichen wie auch des männlichen ''Akt''s übt auf viele Künstler einen großen Reiz aus.
به تصویر کشیدن برهنه زنانه و مردانه برای بسیاری از هنرمندان جذابیت بزرگی دارد.