die Aktivierung

Aussprache: /aktiˈviːʁʊŋ/
Worttrennung: Ak·ti·vie·rung
اسم

فعال‌سازی، بسیج

Bedeutungen

1

فرایند فعال کردن یا به کار انداختن چیزی؛ همچنین می‌تواند به معنای بسیج نیروها یا منابع برای یک هدف خاص باشد.

  • Die Aktivierung des Alarmsystems erfolgte automatisch.فعال‌سازی سیستم هشدار به طور خودکار انجام شد.
  • Die Aktivierung der Truppen war notwendig, um die Grenze zu sichern.بسیج نیروها برای ایمن‌سازی مرز ضروری بود.
  • Die Aktivierung des neuen Programms erfordert eine einmalige Gebühr.فعال‌سازی برنامه جدید نیاز به یک هزینه یک‌باره دارد.