die Aktivierung
فعالسازی، بسیج
Bedeutungen
1
فرایند فعال کردن یا به کار انداختن چیزی؛ همچنین میتواند به معنای بسیج نیروها یا منابع برای یک هدف خاص باشد.
- Die Aktivierung des Alarmsystems erfolgte automatisch.فعالسازی سیستم هشدار به طور خودکار انجام شد.
- Die Aktivierung der Truppen war notwendig, um die Grenze zu sichern.بسیج نیروها برای ایمنسازی مرز ضروری بود.
- Die Aktivierung des neuen Programms erfordert eine einmalige Gebühr.فعالسازی برنامه جدید نیاز به یک هزینه یکباره دارد.