die Aktivität

Aussprache: /aktiːviˈtɛːt/
Worttrennung: Ak·ti·vi·tät
اسم

فعالیت

Bedeutungen

1

عمل یا حالتی که در آن فرد یا چیزی فعال است؛ انجام کار یا عملی.

  • Die Aktivität der Vulkane hat zugenommen.فعالیت آتشفشان‌ها افزایش یافته است.
  • Wir planen verschiedene Aktivitäten für das Wochenende.ما برای آخر هفته فعالیت‌های مختلفی را برنامه‌ریزی می‌کنیم.
  • Seine körperliche Aktivität ist sehr wichtig für seine Gesundheit.فعالیت بدنی او برای سلامتی‌اش بسیار مهم است.
2

یک رویداد یا عمل خاص که انجام می‌شود، مانند یک سرگرمی، ورزش یا فعالیت اجتماعی.

  • Das Lesen ist eine ruhige, aber bereichernde Aktivität.کتاب خواندن فعالیتی آرام اما غنی‌کننده است.
  • Die Schule bietet viele außerschulische Aktivitäten an.مدرسه فعالیت‌های فوق برنامه زیادی ارائه می‌دهد.
  • Er genießt die Aktivität des Wanderns in den Bergen.او از فعالیت کوهنوردی در کوهستان لذت می‌برد.