die Aktivität
فعالیت
Bedeutungen
1
عمل یا حالتی که در آن فرد یا چیزی فعال است؛ انجام کار یا عملی.
- Die Aktivität der Vulkane hat zugenommen.فعالیت آتشفشانها افزایش یافته است.
- Wir planen verschiedene Aktivitäten für das Wochenende.ما برای آخر هفته فعالیتهای مختلفی را برنامهریزی میکنیم.
- Seine körperliche Aktivität ist sehr wichtig für seine Gesundheit.فعالیت بدنی او برای سلامتیاش بسیار مهم است.
2
یک رویداد یا عمل خاص که انجام میشود، مانند یک سرگرمی، ورزش یا فعالیت اجتماعی.
- Das Lesen ist eine ruhige, aber bereichernde Aktivität.کتاب خواندن فعالیتی آرام اما غنیکننده است.
- Die Schule bietet viele außerschulische Aktivitäten an.مدرسه فعالیتهای فوق برنامه زیادی ارائه میدهد.
- Er genießt die Aktivität des Wanderns in den Bergen.او از فعالیت کوهنوردی در کوهستان لذت میبرد.