اسم
الکلی، معتاد به الکل (عامیانه)
جملات نمونه برای Alki:
Im Hof begegnet ihr der ''Alki'' aus dem zweiten Stock, der gerade ein paar Pullen lautstark in die falsche Tonne wirft.Dückers, Tanja, Spielzone, Berlin: Aufbau-Verl. 1999, S. 121
"در حیاط با الکلی طبقه دوم روبرو میشود که در حال انداختن چند بطری با صدای بلند در سطل اشتباه است."