der Alkoholkranker
فرد الکلی، معتاد به الکل
Bedeutungen
1
فردی که به طور مزمن و ناسالم به مصرف الکل اعتیاد دارد و این اعتیاد بر سلامت جسمی، روانی و زندگی اجتماعی او تأثیر منفی گذاشته است.
- Der Alkoholkranke suchte Hilfe in einer Selbsthilfegruppe.فرد الکلی در یک گروه خودیاری به دنبال کمک بود.
- Es ist wichtig, Verständnis für den Alkoholkranken zu zeigen.نشان دادن درک برای فرد الکلی مهم است.
- Die Familie unterstützte den Alkoholkranken auf seinem Weg zur Genesung.خانواده از فرد الکلی در مسیر بهبودیاش حمایت کرد.