allfällig
احتمالی، ممکن، مقتضی (بیشتر در اتریش و سوئیس)
Beispiele
- Allfällige'' Spesen werden separat verrechnet.هزینههای احتمالی به طور جداگانه محاسبه خواهند شد.
- Das ist wörtlich der Satz, mit dem der Vortragende lächelnd ''allfälliges'' Grausen seiner Hörerschaft beseitigt.این به معنای واقعی کلمه جملهای است که سخنران با لبخند، ترسهای احتمالی مخاطبانش را برطرف میکند.