die Alltagserfahrung

Aussprache: /ˈaltaksɛɐ̯ˌfaːʁʊŋ/
Worttrennung: All·tags·er·fah·rung
اسم

تجربه روزمره

Bedeutungen

1

تجربه‌ای که فرد در زندگی روزمره و عادی خود کسب می‌کند و معمولاً شامل دانش، مهارت یا درکی است که از طریق فعالیت‌های تکراری و معمول به دست می‌آید.

  • Die Alltagserfahrung im Umgang mit Computern ist heute unerlässlich.تجربه روزمره در کار با کامپیوترها امروزه ضروری است.
  • Durch jahrelange Alltagserfahrung weiß sie genau, wie man mit schwierigen Kunden umgeht.او از طریق سال‌ها تجربه روزمره دقیقاً می‌داند که چگونه با مشتریان دشوار برخورد کند.
  • Diese einfache Reparatur ist Teil meiner täglichen Alltagserfahrung als Handwerker.این تعمیر ساده بخشی از تجربه روزمره من به عنوان یک صنعتگر است.