die Altersschwäche
ضعف پیری، فرتوتی، کهولت
Bedeutungen
1
کاهش تدریجی تواناییهای جسمی و ذهنی که با افزایش سن رخ میدهد و منجر به ضعف عمومی میشود.
- Die Altersschwäche machte es ihm schwer, Treppen zu steigen.ضعف پیری بالا رفتن از پلهها را برای او دشوار میکرد.
- Trotz seiner Altersschwäche behielt er seinen Lebenswillen.او علیرغم ضعف پیری، اراده زندگی خود را حفظ کرد.
- Die Pflegekräfte kümmerten sich liebevoll um die Patienten mit Altersschwäche.پرستاران با محبت از بیمارانی که ضعف پیری داشتند مراقبت میکردند.