die Altertümlichkeit
قدمت، کهنگی، کهننمایی
Bedeutungen
1
ویژگی یا کیفیت کهنه بودن، قدیمی بودن یا متعلق به دوران گذشته بودن.
- Die Altertümlichkeit des Gebäudes zieht viele Touristen an.قدمت این ساختمان بسیاری از گردشگران را جذب میکند.
- Er schätzte die Altertümlichkeit der Möbel.او قدمت مبلمان را ارج مینهاد.
- Die Altertümlichkeit der Traditionen ist bemerkenswert.کهنگی این سنتها قابل توجه است.