das Aluminiumstück
قطعه آلومینیومی
Beispiele
- Ich habe, bloß mit einem Handtuch abgedeckt, auf einem Tisch gelegen, während sie ''Aluminiumstücke'' aus mir rausgepfriemelt hat.او قطعات آلومینیومی را از بدنم بیرون کشید، در حالی که من فقط با یک حوله پوشیده بودم و روی میز دراز کشیده بودم.