der Amateurpaläontologe
دیرینهشناس آماتور
Bedeutungen
1
شخصی که بدون داشتن تخصص رسمی یا حرفهای، به مطالعه و تحقیق در زمینه دیرینهشناسی (علم فسیلها) میپردازد.
- Der Amateurpaläontologe fand einen seltenen versteinerte Farn im Wald.دیرینهشناس آماتور یک سرخس فسیل شده نادر در جنگل پیدا کرد.
- Viele Amateurpaläontologen tragen wertvolle Erkenntnisse zur Wissenschaft bei.بسیاری از دیرینهشناسان آماتور، یافتههای ارزشمندی به علم اضافه میکنند.
- Ein begeisterter Amateurpaläontologe hat seine Sammlung dem örtlichen Museum gespendet.یک دیرینهشناس آماتور مشتاق، مجموعه خود را به موزه محلی اهدا کرد.