die Amtshilfe
همکاری اداری، مساعدت متقابل بین ادارات دولتی
Beispiele
- Die Staatsanwaltschaft will die charismatische Dame anklagen und hat Brasilien um ''Amtshilfe'' gebeten.دادستانی میخواهد این بانوی جذاب را متهم کند و از برزیل درخواست «همکاری اداری» کرده است.
- Wir sind hier für die S-Bahn in ''Amtshilfe'' tätig geworden', sagte ein Feuerwehr-Sprecher.یک سخنگوی آتشنشانی گفت: «ما اینجا برای اس-بان (قطار شهری) به عنوان «کمک اداری» وارد عمل شدهایم.