das Anbruchholz

Aussprache: /ˈanˌbʁʊxˌhɔlts/
Worttrennung: An·bruch·holz
اسم

چوب پوسیده، چوب خراب شده (که دیگر با تبر قابل شکافتن نیست)

Bedeutungen

1

چوبی که به دلیل پوسیدگی یا خرابی، دیگر قابل شکافتن با تبر نیست و معمولاً برای هیزم یا کارهای دیگر استفاده می‌شود.

  • Das alte Anbruchholz eignet sich nur noch zum Verbrennen im Ofen.چوب پوسیده قدیمی دیگر فقط برای سوزاندن در اجاق مناسب است.
  • Der Förster sortierte das Anbruchholz vom festen Stammholz.جنگل‌بان چوب پوسیده را از چوب تنه محکم جدا کرد.
  • Wir brauchen gutes Brennholz, kein Anbruchholz.ما به هیزم خوب نیاز داریم، نه چوب پوسیده.