der Anfang
آغاز، شروع، ابتدا
Bedeutungen
1
نقطه یا زمان شروع یک رویداد، فرآیند یا دوره.
- Am Anfang war alles still.در ابتدا همه چیز ساکت بود.
- Der Anfang des Films war sehr spannend.شروع فیلم بسیار هیجانانگیز بود.
- Wir treffen uns am Anfang der Straße.ما در ابتدای خیابان همدیگر را ملاقات میکنیم.
2
مرحله اولیه یا قسمت اول چیزی.
- Der Anfang des Buches ist etwas langweilig.قسمت اول کتاب کمی خستهکننده است.
- Wir müssen den Anfang der Arbeit noch einmal überprüfen.ما باید شروع کار را دوباره بررسی کنیم.
- Der Anfang der Saison war von schlechtem Wetter geprägt.آغاز فصل تحت تأثیر آب و هوای بد بود.