das Anfängerglück
شانس مبتدی
Bedeutungen
1
موفقیت یا شانس غیرمنتظرهای که یک فرد تازهکار در یک فعالیت یا بازی به دست میآورد، اغلب به دلیل عدم تجربه.
- Beim ersten Pokerspiel hatte er reines Anfängerglück.او در اولین بازی پوکر کاملاً شانس مبتدی داشت.
- Das war kein Können, das war nur Anfängerglück!این مهارت نبود، فقط شانس مبتدی بود!
- Sie gewann die Lotterie – typisches Anfängerglück.او در قرعهکشی برنده شد - شانس معمولی مبتدی.