die Anfängerin
مبتدی (زن)
Bedeutungen
1
زنی که تازه شروع به یادگیری یا انجام کاری کرده است و هنوز تجربه کمی دارد.
- Als Anfängerin im Skifahren fiel sie oft.او به عنوان یک مبتدی در اسکی، اغلب زمین میخورد.
- Die Anfängerin im Deutschkurs stellte viele Fragen.مبتدی در کلاس آلمانی سوالات زیادی میپرسید.
- Sie ist noch Anfängerin, aber sie lernt schnell.او هنوز مبتدی است، اما به سرعت یاد میگیرد.