die Anfangsschwierigkeit
دشواری اولیه
Bedeutungen
1
مشکلات یا موانعی که در ابتدای یک کار، پروژه یا یادگیری یک مهارت وجود دارد.
- Die Anfangsschwierigkeit des Spiels war für manche Spieler zu hoch.دشواری اولیه بازی برای برخی از بازیکنان بیش از حد بالا بود.
- Mit etwas Übung überwindet man die Anfangsschwierigkeit schnell.با کمی تمرین، میتوان بر دشواری اولیه به سرعت غلبه کرد.
- Die Anfangsschwierigkeit beim Erlernen einer neuen Sprache ist normal.دشواری اولیه در یادگیری یک زبان جدید طبیعی است.