die Anhängerschaft

Aussprache: /ˈanhɛŋɐˌʃaft/
Worttrennung: An·hän·ger·schaft
اسم

پیروان، هواداران، مقلدان

Bedeutungen

1

گروهی از افراد که از یک شخص، ایده، جنبش یا سازمان حمایت می‌کنند و به آن وفادار هستند؛ پیروان یا هواداران.

  • Der Politiker hat eine große Anhängerschaft in der Bevölkerung.این سیاستمدار پیروان زیادی در میان مردم دارد.
  • Die Anhängerschaft der Band ist sehr treu.هواداران این گروه موسیقی بسیار وفادار هستند.
  • Er baute eine starke Anhängerschaft durch seine überzeugenden Reden auf.او از طریق سخنرانی‌های قانع‌کننده‌اش، پیروان زیادی را جذب کرد.
2

عمل پیروی کردن یا تقلید کردن از کسی یا چیزی؛ تبعیت.

  • Die Anhängerschaft seiner Lehren war weit verbreitet.پیروی از آموزه‌های او گسترده بود.
  • Seine Anhängerschaft für modische Trends ist offensichtlich.تقلید او از روندهای مد آشکار است.
  • Die bedingungslose Anhängerschaft zu seinem Anführer war bemerkenswert.وفاداری بی‌قید و شرط او به رهبرش قابل توجه بود.