die Anhängerschaft
پیروان، هواداران، مقلدان
Bedeutungen
1
گروهی از افراد که از یک شخص، ایده، جنبش یا سازمان حمایت میکنند و به آن وفادار هستند؛ پیروان یا هواداران.
- Der Politiker hat eine große Anhängerschaft in der Bevölkerung.این سیاستمدار پیروان زیادی در میان مردم دارد.
- Die Anhängerschaft der Band ist sehr treu.هواداران این گروه موسیقی بسیار وفادار هستند.
- Er baute eine starke Anhängerschaft durch seine überzeugenden Reden auf.او از طریق سخنرانیهای قانعکنندهاش، پیروان زیادی را جذب کرد.
2
عمل پیروی کردن یا تقلید کردن از کسی یا چیزی؛ تبعیت.
- Die Anhängerschaft seiner Lehren war weit verbreitet.پیروی از آموزههای او گسترده بود.
- Seine Anhängerschaft für modische Trends ist offensichtlich.تقلید او از روندهای مد آشکار است.
- Die bedingungslose Anhängerschaft zu seinem Anführer war bemerkenswert.وفاداری بیقید و شرط او به رهبرش قابل توجه بود.