das Anhängsel
آویز، ضمیمه، چیز اضافی، همراه ناخواسته
Bedeutungen
1
چیزی که به چیز دیگری متصل یا ضمیمه شده است، مانند یک آویز کوچک به گردنبند یا یک قطعه اضافی به یک دستگاه.
- Das kleine silberne Anhängsel zierte die Kette.آویز کوچک نقرهای، گردنبند را زینت میداد.
- Der Anhänger für den Schlüsselbund war sehr praktisch.آویزِ جاکلیدی بسیار کاربردی بود.
- Manche Leute sehen den neuen Mitarbeiter als ein bloßes Anhängsel.برخی افراد، کارمند جدید را صرفاً یک ضمیمه میبینند.
2
شخص یا چیزی که به طور ناخواسته یا ناخوشایند به فرد یا گروهی دیگر وابسته است و اغلب به عنوان یک بار یا مزاحم تلقی میشود.
- Er fühlte sich wie ein Anhängsel in der Gruppe seiner Freunde.او در گروه دوستانش احساس میکرد یک همراه ناخواسته است.
- Die Kinder waren ein Anhängsel der Eltern bei der Geschäftsreise.بچهها همراه ناخواستهی والدین در سفر کاری بودند.
- Sie wollte nicht als Anhängsel ihres erfolgreichen Mannes gelten.او نمیخواست به عنوان ضمیمهای برای شوهر موفقش شناخته شود.