der Anlauf
دورخیز، تلاش، شروع، اولین مراجعه
Bedeutungen
1
حرکت یا دویدن برای شروع یک عمل، به ویژه در ورزشهایی مانند پرش یا دویدن.
- Der Athlet nahm Anlauf für den Weitsprung.ورزشکار برای پرش طول دورخیز کرد.
- Mit einem kräftigen Anlauf überwand er die Hürde.او با یک دورخیز قوی از مانع عبور کرد.
- Der Anlauf des Skispringers war perfekt.دورخیز اسکیباز پرش کننده عالی بود.
2
تلاش اولیه یا اولین اقدام برای انجام کاری؛ شروع یک فرآیند.
- Der erste Anlauf, das Problem zu lösen, war nicht erfolgreich.اولین تلاش برای حل مشکل موفقیتآمیز نبود.
- Nach mehreren Anläufen gelang es ihm endlich, die Prüfung zu bestehen.او سرانجام پس از چندین تلاش موفق شد در امتحان قبول شود.
- Dieser Anlauf zur Reform scheiterte leider.متأسفانه این تلاش برای اصلاح شکست خورد.
3
اولین مراجعه یا اقدام برای دریافت چیزی (مانند ویزا، مجوز).
- Der erste Anlauf bei der Behörde war erfolglos.اولین مراجعه به اداره ناموفق بود.
- Sie plant einen neuen Anlauf, um die Genehmigung zu erhalten.او برای دریافت مجوز، یک اقدام جدید را برنامهریزی میکند.
- Der Anlauf zur Beantragung des Visums war kompliziert.اقدام برای درخواست ویزا پیچیده بود.