die Annäherung
نزدیک شدن، همگرایی، تعامل
Bedeutungen
1
فرایند نزدیکتر شدن فیزیکی یا مجازی به چیزی یا کسی.
- Die Annäherung der beiden Kontinente ist ein geologischer Prozess.نزدیک شدن دو قاره یک فرایند زمینشناسی است.
- Die Annäherung des Schiffes an die Küste war langsam.نزدیک شدن کشتی به ساحل آهسته بود.
- Die Annäherung der Temperaturen bedeutet, dass der Sommer bald beginnt.نزدیک شدن دماها به این معنی است که تابستان به زودی آغاز میشود.
2
فرایند بهبود روابط یا ایجاد تفاهم بین افراد، گروهها یا کشورها.
- Es gab eine vorsichtige Annäherung zwischen den beiden verfeindeten Parteien.تلاشهای اولیهای برای بهبود روابط بین دو حزب متخاصم صورت گرفت.
- Die Annäherung der Kulturen kann zu gegenseitigem Verständnis führen.نزدیک شدن فرهنگها میتواند به درک متقابل منجر شود.
- Die diplomatische Annäherung war ein wichtiger Schritt zum Frieden.تلاشهای دیپلماتیک برای بهبود روابط، گامی مهم به سوی صلح بود.