die Anomalie

Aussprache: /anoˈmaːliː/
Wortzerlegung: An·oma·lie
اسم

ناهنجاری، بی‌نظمی

Beispiele

  • Ohne die ''Anomalie'' des Wassers frören winters alle Flüsse bis auf den Grund, es könnten dann wohl in unseren Breiten keine Fische dauerhaft existieren.بدون ناهنجاری آب، در زمستان همه رودخانه‌ها تا کف یخ می‌زدند و احتمالاً هیچ ماهی نمی‌توانست به طور دائم در عرض‌های جغرافیایی ما زنده بماند.
  • Es kommt oft zu ''Anomalien'' im Erdmagnetfeld.غالباً ناهنجاری‌هایی در میدان مغناطیسی زمین رخ می‌دهد.
  • Sie hatte signifikante Hinweise aus ihren Beobachtungen gewonnen, dass solche ''Anomalien'' immerhin auch auf dem Mond auftraten, und, so vermutete sie, auch weit über die Mondbahn hinaus denkbar seien.او نشانه‌های قابل توجهی از مشاهدات خود به دست آورده بود که چنین ناهنجاری‌هایی به هر حال روی ماه نیز رخ می‌دهد و همان‌طور که او حدس می‌زد، فراتر از مدار ماه نیز قابل تصور است.