die Anrainerfamilie
خانواده همسایه، خانواده ساکن در مجاورت
Bedeutungen
1
خانوادهای که در مجاورت یا نزدیکی ملک یا مکانی دیگر زندگی میکند.
- Die Anrainerfamilie beschwerte sich über den Lärm.خانواده همسایه از سر و صدا شکایت کرد.
- Wir haben ein gutes Verhältnis zu unserer Anrainerfamilie.ما رابطه خوبی با خانواده همسایه خود داریم.
- Die Anrainerfamilie wurde über die Baupläne informiert.خانواده ساکن در مجاورت در مورد طرحهای ساختمانی مطلع شدند.