der Ansatz
ضمیمه، روکش، مقدمه، شروع، پایه
Bedeutungen
1
نقطه شروع یا پایه یک فرآیند، ایده یا کار؛ مقدمه یا آغاز.
- Wir müssen einen neuen Ansatz für dieses Problem finden.ما باید رویکرد جدیدی برای این مشکل پیدا کنیم.
- Sein Ansatz zur Lösung der Krise war unkonventionell.رویکرد او برای حل بحران غیرمتعارف بود.
- Der Ansatz des Buches erklärt die wichtigsten Konzepte.مقدمه کتاب مفاهیم اصلی را توضیح میدهد.
2
چیزی که به چیزی دیگر اضافه یا متصل میشود؛ ضمیمه، پیوست یا روکش.
- Der Zahnarzt musste einen künstlichen Ansatz am Zahn anbringen.دندانپزشک مجبور شد یک روکش مصنوعی به دندان اضافه کند.
- Der Ansatz der neuen Software ist sehr benutzerfreundlich.رابط کاربری نرمافزار جدید بسیار کاربرپسند است.
- Der Ansatz des Mantels war aus Pelz.یقه کت از خز بود.
3
لایه یا رسوبی که روی سطحی تشکیل میشود؛ مانند رسوب آهک در کتری.
- Im Wasserkocher hat sich ein harter Kalkansatz gebildet.یک رسوب آهک سخت در کتری تشکیل شده است.
- Der Ansatz auf den Zähnen muss regelmäßig entfernt werden.پلاک روی دندانها باید به طور منظم برداشته شود.
- Man kann den Ansatz von Schmutz auf dem Boden sehen.میتوان لایه کثیفی را روی زمین دید.