der Anschlusszug

Aussprache: /ˈanʃlʊsˌtsuːk/
Worttrennung: An·schluss·zug
اسم

قطار اتصالی، قطار بعدی

Bedeutungen

1

قطاری که مسافران پس از رسیدن با قطار قبلی، می‌توانند با آن به مقصد خود ادامه دهند؛ قطار بعدی که به قطار اول متصل است.

  • Wir hatten nur zehn Minuten Zeit, um den Anschlusszug zu erreichen.ما فقط ده دقیقه وقت داشتیم تا به قطار اتصالی برسیم.
  • Der Fahrplan zeigt deutlich die Zeiten für den Anschlusszug.برنامه حرکت به وضوح زمان‌های قطار بعدی را نشان می‌دهد.
  • Leider verpassten wir den Anschlusszug wegen der Verspätung.متأسفانه به دلیل تأخیر، قطار اتصالی را از دست دادیم.