der Anstoß

Aussprache: /ˈanˌʃtoːs/
Worttrennung: An·stoß
اسم

شروع بازی (فوتبال)، انگیزه، محرک، اعتراض یا ایراد

Bedeutungen

1

در ورزش‌هایی مانند فوتبال، ضربه یا حرکتی که بازی را آغاز می‌کند یا پس از توقف (مانند گل یا نیمه)، بازی را از سر می‌گیرد.

  • Der Schiedsrichter gibt das Spiel mit dem Anstoß frei.داور با شروع بازی، بازی را آزاد اعلام می‌کند.
  • Nach der Halbzeitpause erfolgte der Anstoß durch die Heimmannschaft.پس از وقفه نیمه، شروع بازی توسط تیم میزبان انجام شد.
  • Der Anstoß muss von der Mittellinie ausgeführt werden.شروع بازی باید از خط میانی انجام شود.
2

محرک، انگیزه یا دلیلی که باعث شروع یک عمل، فکر یا رویداد می‌شود.

  • Seine Worte waren der Anstoß für meine Entscheidung.کلمات او انگیزه تصمیم من بود.
  • Der Artikel gab den Anstoß zu einer wichtigen Debatte.آن مقاله محرک یک بحث مهم شد.
  • Was war der Anstoß für dein neues Projekt?چه چیزی انگیزه پروژه جدید تو بود؟
3

اعتراض، ایراد یا مخالفت نسبت به چیزی.

  • Er erhob keinen Anstoß gegen die Entscheidung des Chefs.او اعتراضی نسبت به تصمیم رئیس نداشت.
  • Ihre Kleidung gab Anlass zu einigen Anstößen.لباس او باعث برخی ایرادات شد.
  • Der Vorschlag stieß auf keinen Anstoß bei den Kollegen.این پیشنهاد با ایرادی از سوی همکاران مواجه نشد.