der Antialkoholiker
پرهیزکار از الکل، کسی که الکل نمینوشد
Bedeutungen
1
شخصی که به دلایل مختلف (سلامتی، مذهبی، شخصی) از مصرف الکل خودداری میکند و آن را نمینوشد.
- Als Antialkoholiker trinkt er bei Feiern nur Wasser.او به عنوان یک فرد پرهیزکار از الکل، در جشنها فقط آب مینوشد.
- Der Arzt riet ihm, ein Antialkoholiker zu werden.دکتر به او توصیه کرد که الکل را ترک کند.
- Sie ist stolz darauf, ein Antialkoholiker zu sein.او به اینکه الکل نمینوشد افتخار میکند.