die Anzeige
آگهی، اعلان، شکایت (قانونی)
Beispiele
- Sie geben ihre Hochzeit durch eine ''Anzeige'' im Lokalblatt bekannt.آنها ازدواج خود را از طریق یک آگهی در روزنامه محلی اعلام میکنند.
- Es lohnt sich übrigens sehr, das Kleingedruckte in ''Anzeigen'' für neue Cremes zu lesen.به هر حال بسیار ارزش دارد که ریزنوشتهها (متن ریز) را در آگهیهای کرمهای جدید بخوانید.