اسم
آپوپلکسی، سکته (مغزی)، خونریزی ناگهانی در یک عضو
جملات نمونه برای Apoplex:
Der Patient hat einen ''Apoplex'' erlitten.
بیمار دچار سکته مغزی شد.
„In beiden Fällen fand sich ein geburtstraumatisch bedingter sogenannter ''Apoplex'' der rechten Nebenniere.“
«در هر دو مورد، یک آپوپلکسی ناشی از تروما هنگام تولد در غده فوق کلیوی راست یافت شد.»