اسم
بوروکرات، کارمند اداری (به ویژه در نظامهای سیاسی اقتدارگرا)، مجری بیچون و چرای دستورات
جملات نمونه برای Apparatschik:
„Der Kollege Marx lächelt bereits, er ist nämlich auch so ein ''Apparatschik'' Ihrer Definition nach. – Und sie meinen damit wahrscheinlich auch die vielen Vertreter im Bereich der Landwirtschaft, die in den vielen landwirtschaftlichen Genossenschaften sitzen und dort mitarbeiten. Und wenn ich hinüberschaue, sehe ich bei Ihnen eigentlich sehr, sehr viele solcher ''Apparatschiks,'' wie der Kollege Rauchwarter sie einzustufen pflegt, sitzen.“
همکار مارکس در حال لبخند زدن است، زیرا او نیز طبق تعریف شما یک «بوروکرات» است. – و احتمالاً منظور شما نیز بسیاری از نمایندگان در بخش کشاورزی است که در بسیاری از تعاونیهای کشاورزی حضور دارند و در آنجا کار میکنند. و وقتی به شما نگاه میکنم، در واقع بسیاری از این «بوروکراتها» را میبینم که همکار راوخوارتر آنها را اینگونه طبقهبندی میکند.