die Arbeitsbelastung
بار کاری، فشار کاری
Bedeutungen
1
میزان کار یا وظایفی که به یک فرد یا گروه محول میشود؛ فشار ناشی از حجم کار.
- Die hohe Arbeitsbelastung führte zu Stress bei den Mitarbeitern.بار کاری زیاد منجر به استرس در میان کارکنان شد.
- Wir müssen die Arbeitsbelastung gerechter verteilen.ما باید بار کاری را به طور عادلانهتری توزیع کنیم.
- Durch die neue Projektphase hat sich die Arbeitsbelastung stark erhöht.با مرحله جدید پروژه، بار کاری به شدت افزایش یافته است.