die Arbeitserfahrung

Aussprache: /ˈaʁbaɪtsɛɐ̯ˌfaːʁʊŋ/
Worttrennung: Ar·beits·er·fah·rung
اسم

سابقه کار، تجربه کاری

Bedeutungen

1

دانش و مهارت‌هایی که فرد از طریق کار کردن در یک شغل یا صنعت خاص به دست می‌آورد.

  • Für diese Stelle ist mehrjährige Arbeitserfahrung erforderlich.برای این موقعیت شغلی، چندین سال سابقه کار لازم است.
  • Sie hat wertvolle Arbeitserfahrung in der Projektleitung gesammelt.او سابقه کاری ارزشمندی در مدیریت پروژه کسب کرده است.
  • Praktika können helfen, erste Arbeitserfahrung zu sammeln.کارآموزی می‌تواند به کسب اولین تجربه کاری کمک کند.
2

تجربه کلی فرد از محیط کار و تعاملات حرفه‌ای.

  • Seine Arbeitserfahrung umfasst die Führung von Teams unterschiedlicher Größe.سابقه کاری او شامل رهبری تیم‌هایی با اندازه‌های مختلف است.
  • Die Arbeitserfahrung hat ihn gelehrt, geduldig zu sein.تجربه کاری به او آموخت که صبور باشد.
  • Auch ohne formale Ausbildung kann man durch Arbeitserfahrung viel lernen.حتی بدون تحصیلات رسمی، می‌توان از طریق تجربه کاری چیزهای زیادی آموخت.