der Arbeitsmangel
کمبود کار، بیکاری
Bedeutungen
1
وضعیت اقتصادی که در آن فرصتهای شغلی کافی برای همه افراد جویای کار وجود ندارد؛ بیکاری.
- Der anhaltende Arbeitsmangel führte zu sozialen Unruhen.کمبود کار مداوم منجر به ناآرامیهای اجتماعی شد.
- In der Region herrscht ein chronischer Arbeitsmangel.در این منطقه کمبود کار مزمن وجود دارد.
- Die Regierung versucht, den Arbeitsmangel durch neue Projekte zu bekämpfen.دولت تلاش میکند تا با پروژههای جدید با کمبود کار مبارزه کند.