der Arbeitsmangel

Aussprache: /ˈarbaɪ̯tsˌmaŋl̩/
Worttrennung: Ar·beits·man·gel
اسم

کمبود کار، بیکاری

Bedeutungen

1

وضعیت اقتصادی که در آن فرصت‌های شغلی کافی برای همه افراد جویای کار وجود ندارد؛ بیکاری.

  • Der anhaltende Arbeitsmangel führte zu sozialen Unruhen.کمبود کار مداوم منجر به ناآرامی‌های اجتماعی شد.
  • In der Region herrscht ein chronischer Arbeitsmangel.در این منطقه کمبود کار مزمن وجود دارد.
  • Die Regierung versucht, den Arbeitsmangel durch neue Projekte zu bekämpfen.دولت تلاش می‌کند تا با پروژه‌های جدید با کمبود کار مبارزه کند.