die Arbeitsverhinderung

Aussprache: /ˈaʁbaɪ̯t͡sˌfɛɐ̯ˈhɪndəʁʊŋ/
Worttrennung: Ar·beits·ver·hin·de·rung
اسم

مانع کار، عدم توانایی در کار

Bedeutungen

1

وضعیت یا عاملی که مانع از انجام کار یا اشتغال فرد می‌شود، مانند بیماری، ناتوانی یا شرایط قانونی.

  • Die Arbeitsverhinderung führte zu finanziellen Schwierigkeiten.عدم توانایی در کار منجر به مشکلات مالی شد.
  • Ein ärztliches Attest kann eine Arbeitsverhinderung nachweisen.گواهی پزشکی می‌تواند عدم توانایی در کار را اثبات کند.
  • Die Firma prüft die Gründe für die Arbeitsverhinderung des Mitarbeiters.شرکت در حال بررسی دلایل عدم توانایی کارمند در انجام وظایفش است.