die Arbeitsvermittlerin

Aussprache: /ˈaʁbaɪ̯t͡sˌfɛɐ̯ˈmɪtləʁɪn/
Worttrennung: Ar·beits·ver·mitt·le·rin
اسم

کاریاب زن، مسئول کاریابی زن

Bedeutungen

1

زن شاغل در زمینه کاریابی که به افراد جویای کار کمک می‌کند تا شغل پیدا کنند و به کارفرمایان کمک می‌کند تا کارمند استخدام کنند.

  • Die Arbeitsvermittlerin hat mir geholfen, meinen Traumjob zu finden.کاریاب زن به من کمک کرد تا شغل رویایی‌ام را پیدا کنم.
  • Sie ist eine erfahrene Arbeitsvermittlerin in der IT-Branche.او یک کاریاب زن باتجربه در صنعت فناوری اطلاعات است.
  • Die Arbeitsvermittlerin rief mich an, um mir eine neue Stelle anzubieten.کاریاب زن با من تماس گرفت تا شغل جدیدی را به من پیشنهاد دهد.