اسم
استدلال، برهانآوردن، استدلالسازی
جملات نمونه برای Argumentation:
„Nun wurden Details aus Bergdahls fünfjähriger Geiselhaft an die Presse lanciert - und diese Einblicke könnten die ''Argumentation'' von US-Präsident Barack Obama stützen.“
اکنون جزئیات مربوط به اسارت پنجساله برگدال به مطبوعات درز کرده است - و این بینشها میتواند استدلالهای باراک اوباما، رئیسجمهور ایالات متحده را تقویت کند.